السيد محسن الأمين ( مترجم : حسين وجدانى )

29

سيره معصومان ( فارسي )

مكاتبه ميان امام حسن ( ع ) و ابن عباس و معاويه امام حسن ( ع ) ضمن نامه‌اى خطاب به معاويه نوشت : اما بعد - تو مردانى را به عنوان جاسوس براى ما روانه ساخته‌اى . مثل اينكه دوست مىدارى در ميدان جنگ با يكديگر ديدار كنيم . من اطمينان دارم كه چنين است ، و اگر خدا بخواهد در ميدان نبرد يكديگر را خواهيم ديد . به من گزارش رسيده كه بدگويى كرده و سخنان ناپسندى گفته‌اى كه شايستهء خردمندان نيست . بدان كه مثال كارهاى تو نكته‌اى است كه شاعر در شعر خود گنجانيده و مىگويد : ما و آن كس كه از ما جهان را بدرود گفت ، همچون كاروانى هستيم كه شبى در منزلگاهى فرود آيد و بامداد رخت سفر ببندد . به آن كس كه در شماتت گذشتگان لب به سخن مىگشايد بگوييد ، آماده رفتن باشد . معاويه در پاسخ حسن بن على ( ع ) اين نامه را فرستاد : نامه‌ات را دريافت كردم و سخنان تو را دريافتم . از حادثه‌اى كه پديد آمد آگاه بودم . نه شادمان گرديدم و نه اندوهناك شدم . نه لب به شماتت گشودم و نه افسوس خوردم ؛ اما پدر تو على بن ابى طالب كسى است كه اشعار زير از اعشى بنى قيس بن ثعلبه با صفات او راست مىآيد : تويى بخشنده و تويى آن كس ، كه وقتى قلبهاى وحشت زده در سينه‌ها تنگى كنند ، چنان در ميدان نبرد بر دشمن مىتازى كه زنها به سوك مىنشينند . تو بخشنده‌تر از خليجهايى هستى كه بر دامنهء اقيانوسها و پلها و بيشه‌ها موج مىاندازند . تو بخشنده‌ترى ، زيرا از آن چه دارى به مردم مستمند هزار هزار مىبخشى . ابو الفرج مىگويد : عبد اللّه بن عباس نيز از بصره به معاويه چنين نگاشت : اى معاويه ، تو با اين دو جاسوس كه به بصره فرستادى تا از لغزشهاى سياسى قريش ، آگاهى يابند ، چنان مىپندارى كه مىتوانى بر ما پيروز شوى و به آرزويت برسى . مثال تو چنان است كه اميّه ( ابن اشكر ) در شعر خود مىگويد . - به جان من و خزاعى در آن شب ، مانند بره‌اى بوديم كه سحرگاه به قربانگاه فروختيم . دشنه‌اى از غلاف كشيده شد و گلويى را در قربانگاه فرو دريد . دوست خود را به شماتت ياد كردى كه در روزى منحوس ، طى حادثه‌اى به هلاكت رسيده است . معاويه در پاسخ او نوشت : نامهء تو شبيه به همان نامه‌اى است كه حسن بن على ( ع ) براى من ارسال داشت . بدان كه در مورد تشبيه من و خودت خطا كرده‌اى . مثل من و تو همان است كه طارق خزاعى در پاسخ اميّه در سفرى چنين گفته است : به خدا سوگند ، هر چند كه من خود را راستگو مىدانم ، اما نمىدانم چگونه از كسى كه مرا مورد تهمت و افترا قرار مىدهد عذرخواهى كنم . واى بر من اگر زنيبه هلاك شود و بنى لحيان مورد انزجار قرار گيرند . مدائنى روايت كرده ، مىگويد : ابن عباس ضمن نامه‌اى به امام حسن نوشت : پس از پدرت على ( ع ) مردم امور خود را به تو واگذار كردند و پيمان بستند ، كه امر خلافت را خود بر عهده گيرى . بنابراين آمادهء جنگ شو و براى ستيز با دشمن اقدام كن و يارانت را جمع‌آورى فرما . نامهء مذكور